سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

eshgham,sevda

سفر عید 1394

1394/1/16 10:51
نویسنده : neda
173 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دوردونه مامان

من و بابایی تصمیم گرفتیم تمام مدت عید رو به سفر بریم. از چهارشنبه اخر سال وسایلمونو جمع کردیم و از پنج شنبه 28 اسفند ماه راه افتادیم. شب سال تحویل کنار دریا سه نفری آتیشی روشن کردیم خیلی خیلی خوش گذشت. امیدوارم که همیشه همینقدر شاد و خوشبخت کنار هم زندگی کنیم . یه عالمه ارزوهای خوب و سالی پر از سلامتی و نشاط برای همه و خودمون کردیم بعد از سال تحویل همه در حال رقص و پایکوبی کنار ساحل بودند. شما متعجب نگاه می کردی. خودت هم کلی با ماسه های ساحل بازی کردی. بعد از دو سه روز کنار دریا بودن رفتیم سرعین. به قدری تو ابگرم به شما و من خوش گذشت که نگو ونپرس. یک قایق بادی کوچولو هم برات گرفته بودیم که شما توش می شستی و می رفتیم با همدیگه تو استخر.دوبار ابگرم رفتیم و هر بار حدود سه ساعت تو ابگرم بودیم.

مقصد بعدی ما خونه خاله بابا شاهین تو ارومیه بود. اولش شما یکم خجالت می کشیدی ولی بعد از چند روز حسابی با نوه های خاله نازنین دوست شده بودی.

با خاله نازنیین اینا تا جلفا، مهاباد، پیرانشهر هم رفتیم. کلی به همگی خوش گذشت و مامان یه عالمه یه عالمه خرید کرد. شما برای خودت دوتا دستمال مرطوب بزرگ خریدی و کلی باهاشون کیف می کردی.

تو این مسافرت شما خیلی دختر خوبی بودی و خیلی مامان و بابا رو اذیت نمی کردی.

11 فروردین از ارومیه حرکت کردیم و 12 ظهر به مشهد رسیدیم . شب هم تو سمنان خوابیدیم .در مجموع دست بابایی درد نکنه خیلی بهمون خوش گذشت.

برات چند تا عکس گلچین از مسافرتمون می زارم

عیدت مبارک عسل من

 

0

 

دریا بابلسر دوم فروردین

0

 

اینجا اسیاب خرابه تو شهر جلفا همراه با آیلین جون

 

0

 

خونه خاله نازنین جون

 

0

 

ویلا بابلسر

 

0

 

عسلم تو سمنان

 

 

دخملم آماده رفتم به عید دیدنی خونه بابا رضا.

 

0

 

عسل تو باغ ( کفشهای سودا هدیه پسرخاله جونش است)

 

 

ناز گل من داره برای مامان سبزی باغ جمع می کنه.

 

 

 

 

پسندها (2)

نظرات (1)

کوثر
25 فروردین 94 15:28
سلام خاله گلم.من اپ کردم خوشحال میشم بیایید وپست جدیدمو بخونیدوبهش نظر بدید.ممنون... کوثــــــــــــــرگلی
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد